روزگاری رفت و ما آمديم

زمان را صدا بزن برای روزهای رفته ام 
فریاد کن سکوت دل برای اشکهای پنهانیم 
نگو که صبر را پیشه  کن ، که صبر را برده ام
نگو که روز میرسد ، که در شب سالهاست مرده ام

سلام خیلی وقته اینجا نیستم یعنی هستم ولی اینقدر سرم شلوغ بید که وقت نکردم بیام .... به جون رئیس دانشگاهمون که هنوز یک پیر دختر 45 ساله هست 32.gif... به جون تمام رفیقهای نابابم  که نتونستن از راه به درم کنن47.gif به جون تمام کسایی که چشم دیدنم ندارن صبح تا شب کارشون شدن زیر آب زدن اینجانب35.gif و . و . و به جون خیلی های دیگه که به جز ضرر واسم چیز دیگه ندارن 09.gifمن نه ازدواج کردم { به هفت ملت و پیکر و آبا و اجدادم خندیدم که زن گرفته باشم } و نه دوباره خر موخم گاز گرفته که دوباره سر بازی رفته باشم { محض اطلاع میترا جان که اینجانب 2 سال اندی هست سربازی رو به درک واصل کردم } فقط تنها چیزی که هست اینه که بعد از اون کامپیوتر خدا بیامرز قبلی { خدا اموات شما رو هم بیامرزه  کامپیوتر خوبی بود هرچی دوز و کلک و پدر سوختگی از اینترنت و کامپیوتر فهمیدم با کمک اون بود } که دو سال پیش فروختیمش دیگه نه کامپیوتر داشتیم که توی نت ول بگردیم و مخ بزنیم و نه بودجه مالیمون کفاف میداد که توی کافی نتها ولو باشیم واسه همین 1 سال و اندی رو جسته و گریخته میزدیم به کافی نت و هر از چند گاهی وبلاگمون آپ میکردیم که نگن مرده هست به قولی صدایی ازمون در اومده باشه که دوستان بفهمن هستیم داریم اکسیژن حروم میکنیم ......  الان هم که UN جان {دانشگاه } تعطیل هست و واسه همین صبح تا شب توی شرکت داریم رزق و روزی جمع میکنیم {حلال} در راه رضای خدا شاید بتونیم خرج کنبم { آره جون خودم } ...... از موقعی که دفترمون عوض شد اومدیم توی منطقه سوق الجیشی  و ژئو پلتیک سه راه راهنمایی تمام راهنمایی که زیر پامون هست خدایش تازه دارم میفهم زندگی یعنی چی ...... چند سال توی اون دخمه توی پاساژ بودیم نفهمیدم کی روزها شب میشه کی میاد کی میره اما الان دقیقا تمام زمان انگاری دستمون اومده ..... شبهای جمعه که  میشه این شلوغی سه راه میشه سر گرمی مون میشینیم ادمها رو از اون بالا دید میزنیم { البته موقعی که بی کار باشیم } .......
راستی این پستم اولین پست با کامپیوتر جدیدم هستش البته به دلایل امنیتی زیاد { به خونه گفتم کامپیوتر مودم نداره که راه و بیراه سرم خراب نشن برای نت } نمیتونم ON باشم { وقتی که کسی خونه نباشم فقط میام نت } واسه همین سعی میکنم گه گداهی یک سر بزنیم عرض ادب و احترامی به دوستان بکنیم
از تمام دوستان عزیزم مثل ویروس عزیز ، بهونه خانوم گل ، میترا خانوم ، نوشا خانوم و خانوم نویسنده تشکر میکنم  بی خبرتون نمیزارم بهتون سر میزنم بیشتر از قبل ولی به شرط ....

پ پ ن :

الان فکر کنم از اتاق بغلی یک روح مهربون رد شد چون یک سایه روی شیشه چند بار دیدم 43.gif42.gif

/ 0 نظر / 19 بازدید