کاکتوس

 

کاکتوس سالها دارمش وقتی که به اندازه شايد بشه گفت يک نطفه بودش شايد قد و قوارش نيم سانت نميشد ولی حالا برای خودش گلدونی شده ..... توی اين چند سال بيمار شد بهم ريخت تا مرز خشک شدن رفت ولي به پاش ايستادم تا اينکه دوباره جون گرفت و راه افتاد و رشد کرد ..... دوستش دارم توی تمام گلدونهايی که توی خونه هست و مامان بهشون ميرسه من از همه بيشتر اين دوستش دارم شايد پر از خار باشه ولی زيباست هميشه سر سبزه هميشه زنده هست ..... تنها گلی هست که نوازشش ميکنم توی خونه با اينکه اينهمه خار داره خارهاش برام مهم نيستن خودش برام مهمه يعنی وقتی نوازشش ميکنم احساس نميکنم خار داره چون دوستش دارم ..... با اينکه کمتر آب ميخواد ولی سعی ميکنم هر روز بهش اب بدم هر روز جلوی نور مستقيم افتاب ميزارمش .... که بزرگتر بشه که سبز تر بشه ..... اگه بهم ريخته و پژمرده بشه حالم گرفته ميشه ...... مامان ميگه انگاری اين گلهای ديگه همه اندرن فقط اون تنی هستش باهت ...... ميگم آره ...... مامان خيلی گلخونش دوست داره همش بهشون ميرسه

 

ولی کاکتوس من با اينکه خار زيادی داره و خيلی ها دوستش ندارن چون خار داره ولی من اونو با تمام خارهاش دوستش دارم و ميخوامش .... مثل چيزهای ديگه زندگيم و بهشون عشق ميورزم

/ 0 نظر / 25 بازدید